بررسی معجزه هود نبی و ادعای‌ ملحد در تناقض گویی پیامبر اسلام

سوال

پرسش

وقتى ادعاى محمد متناقض با آیات قرآن است‏
در روایتى که در کتاب صحیح بخارى(معتبرترین کتاب حدیث اهل سنت) محمد میگوید:
“ما من الأنبیاء من نبی إلا قد أعطی من الأیات مامثله أمن علیه البشر …”
#ترجمه: هیچ یک از پیامبران نیست مگر اینکه نشانه اى براى مردم آورده باشد(دلیل نبوت) که مردم به آن ایمان آورند.
حال ببینیم در قرآن چه نوشته شده است؟
قالوا یا هود ما جئتنا ببینه وما نحن بتارکی آلهتنا عن قولک وما نحن لک بمؤمنین”
سوره هود آیه ۵٣
#ترجمه: مردم گفتند: اى هود براى ما نشانه اى نیاوردى که دلیلى باشد براى ترک خدایانمان و بدین دلیل به تو ایمان نمى آوریم.
سئوال:
آیا محمد یادش نبوده در قرآن چه چیزى گفته است؟
یا روایات مسلمان جعلى و ساختگى است که چنین داراى تناقض فاحش است

#پاسخ:

نَسَب هود علیه السلام به نوح نبى علیه السلام مى ‏رسد. خداوند او را براى هدایت و راهنمایى قوم عاد- که بت‏ پرست و ستمگر و متجبّر بودند- فرستاد و آنان را به توحید دعوت کرد. آن حضرت در میان قومش به ایمان به خدا و کثرت عبادت ممتاز بود. وى مجمع همه خصال پسندیده، همراه حسن خلق، جمال منظر، طهارت حسب و نسب و صاحب سکینت و وقار بود و از جهت خَلق و خُلق، خیلى شبیه آدم علیه السلام یا جدّش نوح علیه السلام بود. وى از پیامبران عرب بود و اولین کسى بود که به عربیت سخن گفت. وى مأمور هدایت قوم عاد شد. قوم عاد بعد از قوم نوح سکّان داران زمین بودند. آنها ۱۳ قبیله بودند که به ثروت و قوّت جسمى و طول عمر و جسیم بودن بدن و طول قامت بین همه معروف بودند. آنان بتهایى چون «یغوث» و «ودّ» و «نسر» را مى‏ پرستیدند. نزدیک پنجاه سال آن حضرت آنها را از بت پرستى و ظلم و منکرات باز مى ‏داشت، ولى توجه نمى‏ کردند و پیوسته وى را تکذیب کرده، مورد تمسخر قرار مى‏ دادند. وقتى آن جناب از هدایت آنان مأیوس شد عقوبت آنان را از خدا خواست و خداوند ۷ سال از باریدن باران جلوگیرى نمود و قحطى به وجود آمد. سپس ۷ شب و ۸ روز باران سهمگین فرستاد و همه آنان به جز هود علیه السلام و یاران مؤمنش را نابود کرد. سپس هود علیه السلام به مکه آمد و بنا به قولى ۱۵۰ سال عمر کرد و در همانجا وفات یافت، یا به قولى صحیح‏تر در نجف کنار قبر حضرت آدم علیه السلام دفن شد.

فرهنگ قرآن، ج ‏۳۳، ص: ۱۶۱

در روایتی امام صادق ع فرمود ؛

« چون هنگام وفات نوح شد، شیعیان خود و تابعان حق را طلبید و فرمود: بدانید بعد از من غیبتى خواهد بود که در آن غیبت غالب خواهند شد پیشوایان باطل و سلاطین جابر، و حق تعالى آن شدت را از شما رفع خواهد فرمود به قائم از فرزندان من که نام او هود است، و او را هیئت نیکو و اخلاق پسندیده و سکینه و وقار خواهد بود، و شبیه خواهد بود به من در صورت و خلق، و چون او ظاهر شود خدا دشمنان شما را به باد، هلاک گرداند. پس شیعیان پیوسته انتظار قدوم هود علیه السّلام مى‏ کشیدند تا آنکه مدت بر ایشان طولانى‏ شد و دلهاى بسیارى از ایشان قساوت بهم رسانید، پس خدا هود را ظاهر گردانید در هنگامى که ایشان ناامید شده بودند و بلاى ایشان عظیم شده بود، پس خدا هلاک کرد دشمنان ایشان را به باد عقیم که در قرآن یاد فرموده است، پس باز غیبتى بهم رسید و طاغیان غالب شدند تا حضرت صالح علیه السّلام ظاهر شد »

« لَمَّا حَضَرَتْ نُوحاً الْوَفَاهُ دَعَا الشِّیعَهَ فَقَالَ لَهُمْ اعْلَمُوا أَنَّهُ سَتَکُونُ مِنْ بَعْدِی غَیْبَهٌ تَظْهَرُ فِیهَا الطَّوَاغِیتُ وَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یُفَرِّجُ عَنْکُمْ بِالْقَائِمِ مِنْ وُلْدِی اسْمُهُ هُودٌ لَهُ سَمْتٌ وَ سَکِینَهٌ وَ وَقَارٌ یُشْبِهُنِی فِی خَلْقِی وَ خُلُقِی وَ سَیُهْلِکُ اللَّهُ أَعْدَاءَکُمْ عِنْدَ ظُهُورِهِ بِالرِّیحِ فَلَمْ یَزَالُوا یَتَرَقَّبُونَ هُوداً ع وَ یَنْتَظِرُونَ ظُهُورَهُ حَتَّى طَالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ وَ قَسَتْ قُلُوبُ أَکْثَرِهِمْ فَأَظْهَرَ اللَّهُ تَعَالَى ذِکْرُهُ نَبِیَّهُ هُوداً ع عِنْدَ الْیَأْسِ مِنْهُمْ وَ تَنَاهِی الْبَلَاءِ بِهِمْ وَ أَهْلَکَ الْأَعْدَاءَ بِالرِّیحِ الْعَقِیمِ الَّتِی وَصَفَهَا اللَّهُ تَعَالَى ذِکْرُهُ- فَقَالَ ما تَذَرُ مِنْ شَیْ‏ءٍ أَتَتْ عَلَیْهِ إِلَّا جَعَلَتْهُ کَالرَّمِیمِ ثُمَّ وَقَعَتِ الْغَیْبَهُ بِهِ بَعْدَ ذَلِکَ إِلَى أَنْ ظَهَرَ صَالِحٌ ع. »

کمال الدین ج ۱ ص ۱۳۵  ( به نقل از حیاه القلوب ) .

با توجه به این مقدمه ، به اشکال مطرح شده توسط ملحد می پردازیم و یاد آور می شویم ؛

ما اگر چه دفاعی از صحیح بخاری نداریم و روایتی که ملحد به آن استناد کرده است ، از ابوهریره نقل شده است که کذاب و دروغگو و جاعل حدیث بوده است ، چنان که در ذیل گفته ایم ؛

https://b2n.ir/n88823
با این وجود ، بنا را بر صحت نقل مذکور می گذاریم و همینطور گفتنی است که « آیات و بینه » را که در روایت مذکور و آیه شریفه آمده است ، لزوما به معنای معجزه نیست ، اما اگر بپذیریم که مقصود معجزه است ، باز اشکال تراشی ملحد ، بجا نیست ، زیرا او به سخن قوم هود استناد کرده است که به دروغ مدعی بودند که هود ع ، بینه ندارد نه آنکه در واقع ، هود ع هیچ بینه ای نداشته باشد ،  چنان که در تفسیر نمونه می خوانیم ؛

« همانگونه که برنامه و وظیفه تمام پیامبران است ، ( هود ) ، معجزه یا معجزاتى براى اثبات حقانیت خویش به آنها عرضه داشته بود، ولى آنها به خاطر کبر و غرورى که داشتند مانند سایر اقوام لجوج، معجزات را انکار کردند و آنها را سحر شمردند، یا یک سلسله تصادفها و حوادث اتفاقى که نمى ‏تواند دلیلى بر چیزى بوده باشد. »

تفسیر نمونه ، ج ۹ ص ۱۳۶

قرآن تصریح می کند که تمام پیامبران ، خصوصا ، حضرت هود ع ، دارای بینه بوده است ، چنان که می فرماید ؛

«ما رسولان خود را با بینه فرستادیم و همراه آنها کتاب و میزان نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند» «  لَقَدْ ارْسَلْنا رُسُلَنَا بِالْبَیِّناتِ وَ انْزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَ الْمِیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ » ( حدید ۲۵ )

و می فرماید ؛

«لَقَدْ جاءَتْهُمْ رُسُلُنا بِالْبَیِّناتِ ثُمَّ إِنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ بَعْدَ ذلِکَ فِی الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ » « رسولان ما با دلایل روشن بسوى آنها آمدند، اما بسیارى از آنها، تعدى و اسراف، در روى زمین کردند. » ( مائده ۳۲ )

و می فرماید ؛ « تِلْکَ الْقُرى‏ نَقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنْبائِها وَ لَقَدْ جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّناتِ فَما کانُوا لِیُؤْمِنُوا بِما کَذَّبُوا مِنْ قَبْلُ کَذلِکَ یَطْبَعُ اللَّهُ عَلى‏ قُلُوبِ الْکافِرِینَ » « اینها آبادیهایى است که اخبار آن را براى تو شرح مى‏ دهیم ، پیامبران ما با بینات به سوی آنها رفتند اما آنها (چنان لجوج بودند که) به آنچه قبلا تکذیب کرده بودند ایمان نمى‏ آوردند اینچنین خداوند بر دلهاى کافران مهر مى ‏نهد (و بر اثر لجاجت و ادامه گناه حس تشخیص را از آنها سلب مى ‏کند). » ( اعراف ۱۰۱ )

« وَ لَقَدْ أَهْلَکْنَا الْقُرُونَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَمَّا ظَلَمُوا وَ جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّناتِ وَ ما کانُوا لِیُؤْمِنُوا کَذلِکَ نَجْزِی الْقَوْمَ الْمُجْرِمِین‏ » « ما امتهاى پیش از شما را، به هنگامى که ظلم کردند، هلاک کردیم، در حالى که پیامبرانشان با بینات به سراغ آنها آمدند ولى آنها ایمان نیاوردند، اینگونه گروه مجرمان را جزا مى‏ دهیم. » ( یونس ۱۳ )

« لَقَدْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ رُسُلاً إِلى‏ قَوْمِهِمْ فَجاؤُهُمْ بِالْبَیِّناتِ فَانْتَقَمْنا مِنَ الَّذِینَ أَجْرَمُوا وَ کانَ حَقًّا عَلَیْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنِین‏ » « قبل از تو پیامبرانى به سوى قومشان فرستادیم، آنها با بینات به سراغ قوم خود رفتند (ولى هنگامى که اندرزها سودى نداد) از مجرمان انتقام گرفتیم (و مؤمنان را یارى کردیم) و همواره یارى مؤمنان حقى است بر ما. » ( روم ۴۷ )

« إِنْ یُکَذِّبُوکَ فَقَدْ کَذَّبَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّناتِ وَ بِالزُّبُرِ وَ بِالْکِتابِ الْمُنِیرِ _  ثُمَّ أَخَذْتُ الَّذِینَ کَفَرُوا فَکَیْفَ کانَ نَکِیرِ »  « هر گاه تو را تکذیب کنند (عجب نیست) کسانى که پیش از آنها بودند (نیز پیامبران خود را) تکذیب کردند، آنها با بینات و کتابهاى پند و موعظه و کتب آسمانى روشنگر (مشتمل بر معارف و احکام) به سراغ آنها آمدند (اما کوردلان ایمان نیاوردند)- سپس من کافران را (بعد از اتمام حجت) گرفتم (و سخت مجازات کردم) مجازات من نسبت به آنها چگونه بود؟ » ( فاطر ۲۶ )

« ذلِکَ بِأَنَّهُمْ کانَتْ تَأْتِیهِمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّناتِ فَکَفَرُوا فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ إِنَّهُ قَوِیٌّ شَدِیدُ الْعِقابِ » « این بخاطر آن بود که فرستادگان آنان پیوسته با دلائل روشن به سراغشان مى ‏آمدند ولى آنها همه را انکار مى‏ کردند، لذا خداوند آنها را گرفت (و کیفر داد) که او قوى و شدید العقاب است. » ( غافر ۲۲ )

« کَانَ النَّاسُ امَّهً وَاحِدَهً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ وَ انْزَلَ مَعَهُمُ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُوا فِیهِ وَ مَا اخْتَلَفَ فِیهِ الَّا الَّذینَ اوتُوهُ مِنْ بَعْدِ مَا جَائَتْهُمُ البَیِّنَاتُ » « مردم (در آغاز) یک دسته بیشتر نبودند (و تضادى در میان آنها وجود نداشت، تدریجاً جوامع و طبقات پدید آمدند) سپس در میان آنها اختلافات (و تضادهایى) به وجود آمد، خداوند پیامبران را بر انگیخت تا مردم را بشارت دهد و انذار کند و کتاب آسمانى که به سوى حق دعوت مى‏ کرد بر آنها نازل نمود، تا در میان مردم در آنچه اختلاف داشتند، حکومت کند. (افراد با ایمان در آن اختلاف نکردند) فقط (گروهى از) کسانى که کتاب را دریافت داشته بودند و بینات به آنها رسیده بود، به خاطر انحراف از حق و ستمگرى، در آن اختلاف کردند » ( بقره ۲۱۳ )

بنابراین ، این آیات به وضوح روشن می کند که تمام پیامبران با بینات به سوی قوم خود می رفتند ، اما قومشان بینات آنان را انکار می کردند و به آنان ایمان نمی آوردند ، همانطور که قوم هود ، بینات پیامبرشان را انکار کردند .

در آیات دیگری تصریح شده است که هود ع هم دارای بینه بوده است که به سوی قوم عاد ، پس از حضرت نوح ع مبعوث شده بود .

می فرماید ؛

« أَ لَمْ یَأْتِهِمْ نَبَأُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ قَوْمِ نُوحٍ وَ عادٍ وَ ثَمُودَ وَ قَوْمِ إِبْراهِیمَ وَ أَصْحابِ مَدْیَنَ وَ الْمُؤْتَفِکاتِ أَتَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّناتِ فَما کانَ اللَّهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لکِنْ کانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ » « آیا خبر کسانى که پیش از آنها بودند به آنان نرسیده، قَوْمِ نُوحٍ وَ عادٍ وَ ثَمُودَ وَ قَوْمِ إِبْراهِیمَ وَ أَصْحابِ مَدْیَنَ (قوم شعیب) و شهرهاى زیر و رو شده (قوم لوط) که پیامبرانشان با بینات به سوى آنها آمدند (ولى نپذیرفتند) خداوند به آنها ستم نکرد اما خودشان بر خویشتن ستم مى‏ کردند. » ( توبه ۷۰ )

« ثُمَّ بَعَثْنا مِنْ بَعْدِهِ رُسُلاً إِلى‏ قَوْمِهِمْ فَجاؤُهُمْ بِالْبَیِّناتِ فَما کانُوا لِیُؤْمِنُوا بِما کَذَّبُوا بِهِ مِنْ قَبْلُ کَذلِکَ نَطْبَعُ عَلى‏ قُلُوبِ الْمُعْتَدِینَ » « سپس بعد از نوح رسولانى به سوى قومشان فرستادیم آنها با بینات به سراغ آنها رفتند، اما آنان به چیزى که پیش از آن تکذیب کرده بودند ایمان نیاوردند اینچنین بر دلهاى تجاوزکاران مهر مى‏ نهیم (تا چیزى را درک نکنند!) » ( یونس ۷۴ )

« أَ لَمْ یَأْتِکُمْ نَبَؤُا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَ عادٍ وَ ثَمُودَ وَ الَّذِینَ مِنْ بَعْدِهِمْ لا یَعْلَمُهُمْ إِلاَّ اللَّهُ جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّناتِ فَرَدُّوا أَیْدِیَهُمْ فِی أَفْواهِهِمْ وَ قالُوا إِنَّا کَفَرْنا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ وَ إِنَّا لَفِی شَکٍّ مِمَّا تَدْعُونَنا إِلَیْهِ مُرِیبٍ » « آیا خبر آنها که پیش از شما بودند به شما نرسیده: قوم نوح و عاد و ثمود و آنها که پس از ایشان بودند، همانها که جز خداوند از آنان آگاه نیست، پیامبرانشان با بینات به سوى آنها آمدند، ولى آنها (از روى تعجب و استهزا) دست بر دهان گرفتند و گفتند که ما به آنچه شما مامور آن هستید کافریم، و نسبت به آنچه ما را به سوى آن مى‏ خوانید تردید داریم‏ » ( ابراهیم ۹ )

در این آیات می بینیم که تصریح شده است پیامبر قوم عاد ، یعنی هود ع ، دارای بینات بوده است که پس از نوح ع ، برای هدایت قومش مبعوث شد ، اما قومش ، از روی کبر و غرور و خودخواهی ، بینه او را دروغ شمردند تا به مسیر باطل خود ادامه دهند ، خداوند نیز آنان را گرفتار عذاب کرد .

در روایات اسلامی نیز ، از معجزات هود ع سخن به میان آمده است ، به عنوان نمونه ، در نقلی آمده است ؛

« چون هود را چهل سال تمام شد، خدا وحى فرمود بسوى او که برو بسوى قوم خود و ایشان را بخوان بسوى عبادت من و یگانه‏ پرستى من، اگر تو را اجابت کنند قوّت و اموالشان را زیاده گردانم، پس ایشان روزى در مجمعى مجتمع بودند که ناگاه هود علیه السّلام به نزد ایشان آمد و گفت: اى قوم! عبادت کنید خدا را که شما را خدائى و آفریننده‏ اى و معبودى بغیر او نیست. ایشان گفتند: اى هود! تو نزد ما ثقه و محلّ اعتماد و امین بودى. گفت: من رسول خدایم بسوى شما، ترک کنید پرستیدن بتها را. چون این سخن از او شنیدند به خشم آمده و بر روى او دویدند و گلویش را فشردند تا آنکه نزدیک به مردن رسید پس دست از آن حضرت برداشتند، و آن حضرت یک شبانه روز بیهوش افتاده بود، چون به هوش آمد گفت: خداوندا! آنچه فرمودى کردم و آنچه ایشان با من کردند دیدى. پس جبرئیل بر او فرود آمد و گفت: حق تعالى تو را امر مى‏ فرماید که ملال بهم نرسانى و سستى نورزى از خواندن قوم خود، و تو را وعده داده است که از تو ترسى در دلهاى ایشان بیفکند که بعد از این قادر نباشند بر زدن تو. پس هود به نزد ایشان آمد و فرمود: شما بسیار تجبّر کردید در زمین، و فساد بى‏ حد از شما به ظهور آمد. گفتند: اى هود! ترک این سخن بکن که اگر این مرتبه تو را آزار کنیم چنان خواهیم کرد که اول را فراموش کنى. هود فرمود: این سخنان را ترک کنید و توبه و بازگشت نمائید بسوى خداى خود. پس چون قوم، رعب و ترس عظیم از او در دل خود مشاهده نمودند، دانستند دیگر بر زدن او قادر نیستند، همگى جمعیت کردند بر اذیت او، هود نعره ‏اى زد بر ایشان که همگى از شدت و دهشت آن به رو افتادند، پس گفت: اى قوم! بسیار ماندید در کفر چنانچه قوم نوح ماندند، و سزاوار است که من نفرین کنم بر شما چنانچه نوح علیه السّلام بر قوم خود نفرین کرد … هود گفت: اى قوم! خدا مرا وعده کرده است که شما را هلاک گرداند. و صداى او به کوهها رسید تا آنکه شنیدند همه وحشیان و درندگان و مرغان، پس از هر جنسى از ایشان جمعى به نزد هود آمدند و گریستند و گفتند: اى هود ! آیا ما را هلاک‏ مى‏ گردانى با هالکان؟
پس هود در حقّ ایشان دعا کرد، حق تعالى به او وحى فرمود: من هلاک نمى‏ کنم کسى را که معصیت من نکرده است به گناه کسى که مرا معصیت کرده است‏ » « ….  فَقَالَ هُودٌ ع یَا قَوْمِ قَدْ وَعَدَنِی رَبِّی أَنْ یُهْلِکَکُمْ وَ مَرَّ صَوْتُهُ فِی الْجِبَالِ وَ یَسْمَعُ الْوَحْشُ صَوْتَهُ وَ السِّبَاعُ وَ الطَّیْرُ فَاجْتَمَعَ کُلُّ جِنْسٍ مَعَهَا یَبْکِی وَ یَقُولُ یَا هُودُ أَ تُهْلِکُنَا مَعَ الْهَالِکِینَ فَدَعَا هُودٌ رَبَّهُ تَعَالَى فِی أَمْرِهَا فَأَوْحَى اللَّهُ تَعَالَى إِلَیْهِ أَنِّی لَا أُهْلِکُ مَنْ لَمْ یَعْصِ بِذَنْبِ مَنْ عَصَانِی تَعَالَى اللَّهُ عُلُوّاً کَبِیراً »

حیاه القلوب ج ۱ ص ۲۸۲ _ قصص الانبیاء ، ص ۹۲ _ بحار الانوار ج ۱۱ ص ۳۶۲

مطابق این روایت معجزه هود ع در ناتوان ساختن قومش و نیز صحبت کردن او با حیوانات وحشی و درندگان و مرغان ، مورد ظهور واقع شده و قومش این اعجاز و بینه را دیده اند ، اما باز هم از روی کبر و غرور ، انکار کرده و ایمان نیاوردند .

0
کارشناس2 1 سال 0 پاسخ ها 422 دیده شده 0

ارسال یک پاسخ