تعصیب در ارث سنت جاهلیت

سوال

پرسش

❔آیه ۱۱ النسا’ است :
یُوصِیکُمُ اللَّهُ فِی أَوْلَادِکُمْ لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَیَیْنِ👈 فإِنْ کُنَّ نِسَاءً فَوْقَ اثْنَتَیْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَکَ 👉وإِنْ کَانَتْ وَاحِدَهً فَلَهَا النِّصْفُ وَلِأَبَوَیْهِ لِکُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَکَ إِنْ کَانَ لَهُ وَلَدٌ فَإِنْ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلَدٌ وَوَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلِأُمِّهِ الثُّلُثُ فَإِنْ کَانَ لَهُ إِخْوَهٌ فَلِأُمِّهِ السُّدُسُ مِنْ بَعْدِ وَصِیَّهٍ یُوصِی بِهَا أَوْ دَیْنٍ آبَاؤُکُمْ وَأَبْنَاؤُکُمْ لَا تَدْرُونَ أَیُّهُمْ أَقْرَبُ لَکُمْ نَفْعًا فَرِیضَهً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیمًا حَکِیمًا (۱۱)

طبق این آیه ، دختران ، نهایتاً ، دو سوم ، ترکه را میبرند، مابقی ترکه ، به عصبه میرسد ، عصبه کسی است که آنچه از أصحاب فروض باقی میماند ، به او تعلق میگیرد ، برادر ، از عصبه بالنفس محسوب میشود

و طبق حدیث شریف نبوی در بخاری و مسلم ، پیامبر ص فرموده :
«أَلْحِقُوا الفَرَائِضَ بِأَهْلِهَا، فَمَا بَقِیَ فَلِأَوْلَى رَجُلٍ ذَکَرٍ».

فرائض (= نصیب مقدر وارثان ) را به آنها بدهید ، اگر چیزی از میراث باقی ماند ، بایستی آن را به نزدیکترین رجل (= عصبه ) داد.
بر طبق نص قرآن، نهایت میراث دختران ، دو سوم است ، و ما بقی به برادران میرسد ❗️❗️

💠#پاسخ💠

👌در گذشته از یکی از کانال های اهل سنت نقل قول کردیم که مخاطبینشان پرسیده بودند که چرا اگر فردی بمیرد و دخترانی از خود به جای گذاشته باشد ، برادران میت هم ارث می برند و تمام ارث به دختران نمی رسد ، متن پرسش از کانال مذکور چنین بود ؛

«اگر پدری پسر نداشته باشد و یک یا چند دختر داشته باشد، بعد از فوت ظاهرا بخشی از میراث او به برادرانش تعلق میگیرد (بخاطر اینکه پسر نداشته است). آیا این خورده شدن حق دخترها نیست؟پاسخ ؛خیر، هیچ حقی خورده نشده است….»

👌ما گفتیم که در فرض مذکور تمام ارث به دختران می رسد و برادران میت حقی ندارند ، و ارث بردن برادران با وجود دختران سنت جاهلیت است که برای دختران ارزش قائل نبودند ، دختران دو سوم خویش را بالفرض مطابق حکم قرآن می برند و مابقی را بالرد ، کانال مذکور پاسخی را به ما داده است که مبتنی است بر عقیده باطلشان تحت عنوان « تعصیب »

❕تعصیب آن است که ترکه میت زیادتر از سهام مفروضه ای باشد که برای صاحبانشان تعیین شده است ، در مورد اینکه زیادی به چه کسی می رسد بین شیعه و اهل سنت اختلاف است ، اهل سنت می گویند آن را باید به عصبه میت داد یعنی خویشاوندی پدری و ذکور میت مانند برادران رد کرد اما ما می گوییم در صورتی که خویشاوندان نزدیک میت چون فرزندان دختر باشند باید مقدار زائد از مفروضات را به آنها رد نمود و با وجود طبقه قبل، یعنی دختران نوبت به طبقه بعد یعنی برادران میت نمى‏ رسد به علاوه دادن مقدار اضافى به مردان طبقه بعد، شبیه قوانین دوران جاهلیت است که زنان را بدون دلیل از ارث محروم مى‏ ساختند .

📚تفسیر نمونه ج ۳ ص ۳۰۵

❕مرحوم امام در تحریر الوسیله می آورد ؛

« موردى است که ترکه بیشتر از سهام باشد؛ پس این زیادى بر صاحبان فرض‏ها برمى‏ گردد و به «عُصبه» میت داده نمى‏ شود. و «عُصبه» هر مردى است که بدون واسطه یا با واسطه ذکور به میت انتساب دارد. پس اگر وارث به یک دختر و مادر منحصر باشد نصف آن به عنوان فرض به دختر و سدس آن به فرض به مادر داده مى‏شود و ثلث باقى مانده به طور چهار یک به نسبت سهمشان، به آن‏ها رد مى‏ شود. و اگر وارث او به دخترهاى متعدد و مادر منحصر باشد دو سوم آن به فرض به دخترها و سدس آن به فرض به مادر داده مى‏ شود و سدسى که باقى مانده است به طور پنج یک به نسبت سهامشان به آن‏ها رد مى ‏شود و عصبه در دهانشان خاک است (و نصیبى از ارث ندارند). »

📚ترجمه تحریر الوسیله ج ۲ ص ۴۰۴

👌دلیل ما بر این سخن آیات قرآن و روایات اهل سنت و روایات اهل بیت علیهم السلام است .

۱⃣خداوند می فرماید ؛

« وَ أُولُوا الْأَرْحٰامِ بَعْضُهُمْ أَوْلىٰ بِبَعْضٍ فِی کِتٰابِ اللّٰهِ إِنَّ اللّٰهَ بِکُلِّ شَیْ‌ءٍ عَلِیمٌ » « خویشاوندان به ارث بردن از یکدیگر سزاوارتراند. به یقین خداوند بر هر چیزى داناست. » ( انفال ۷۵)

👌 آیه نشان مى‌دهد که از ارحام و نزدیکان، در ارث بردن از یک دیگر سزاوارتر از دیگرانند . دلیل اولویت ارحام در ارث بردن، اقربیت آنان به متوفّاست. براین اساس، نسبت هرکس به متوفّا نزدیک‌تر باشد، در ارث بردن اولویت دارد، براین اساس، چگونه ممکن است با وجود وارث نزدیک‌ترى مانند دختر، خویشاوند دورترى مانند برادر ارث ببرد ❕

 

۲⃣و می فرماید ؛

« لِلرِّجٰالِ نَصِیبٌ مِمّٰا تَرَکَ الْوٰالِدٰانِ وَ الْأَقْرَبُونَ وَ لِلنِّسٰاءِ نَصِیبٌ مِمّٰا تَرَکَ الْوٰالِدٰانِ وَ الْأَقْرَبُونَ مِمّٰا قَلَّ مِنْهُ أَوْ کَثُرَ نَصِیباً مَفْرُوضاً » « ‌براى مردان، از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان نزدیک‌ترشان بر جاى نهاده‌اند، سهمى از ارث است و براى زنان نیز از آنچه پدر و مادر و خویشاوند نزدیک‌ترشان برجاى گذاشته‌اند، سهمى از ارث است- خواه آن مال کم باشد و خواه زیاد- این سهمى است که مقرر شده است.» (نساء ۷)

👌 آیه نشان مى‌دهد که زنان از نظر استحقاق ارث نظیر مردان هستند و در هر موردى که مرد ارث مى‌برد، زن نیز ارث مى‌برد، مگر مواردى که به وسیله دلیل استثنا شده است؛ مانند قاتل و مرتد. به عبارت دیگر، همه زنان و نزدیکان ارث مى‌برند و این آیه دلالت دارد بر اینکه مردان و زنان از نظر استحقاق ارث- نه مقدار آن- مساوى هستند؛ زیرا در این آیه حکم شده که براى مردان سهمى از ارث است؛ همچنان که براى زنان سهمى از ارث است؛ در حالى که از نظر قائلان به تعصیب، صورى وجود دارد که مردان ارث مى‌برند و زنان هر چند در رتبۀ مردان باشند، ارث نمى‌برند که یک نمونه آن فرض مذکور است که تمام ارث را به دختران نمی دهند و مردان طبقه بعد را شریک در ارث می کنند .

📚الانصاف فی مسائل دام فیها الخلاف ج ۲ ص ۲۲۰

۳⃣مسلم و بخارى از سعدبن ابى وقاص روایت کرده‌اند که گفت ؛

❕در مکه دچار مرضى شدم که مشرف به مرگ بودم. پیامبر به عیادتم آمد، عرض کردم: اى رسول خدا، من اموال زیادى دارم و وارثى جز دخترم ندارم. آیا مى‌توانم دوسوم مالم را صدقه بدهم؟ فرمود: نه. عرض کردم: آیا مى‌توانم نیمى از آن را صدقه بدهم؟ فرمود: نه. عرض کردم: آیا مى‌توانم یک سوم آن را صدقه بدهم؟ فرمود: یک سوم زیاد است. اگر بعد از تو فرزندت بى نیاز باشد، بهتر است از اینکه فقیر باشد و نزد مردم در یوزگى کند. »

📚صحیح بخاری ج ۸ ص ۱۵۰ _ صحیح مسلم ج ۴ ص ۷۱

👌‌این روایت صراحت دارد که در ذهن سعد بن ابى وقاص چنین بوده که دخترش تنها وارث مالش است و پیامبر هم سخن او را شنید و تنها وارث بودن دختر او را تأیید کرد و به او نگفت که وارث دیگرى هم دارد و آن عصبه است، بلکه همان یک وارث را تأیید کرد که براساس آن، تمام ترکه براى دختر است، نیمى از آن به عنوان فرض و نیمى دیگر به عنوان ردّ.

۴⃣بیهقى از سویدبن غفله در مورد دختر و زن و مولایى روایت کرده است ؛

« على به دختر، نصف، و به زن یک هشتم از ترکه را داد و مازاد را به دختر برگرداند. »

📚سنن الکبری ج ۶ ص ۲۴۲

۵⃣‌دارمى هم این روایت را از حیان بن سلیمان نقل کرده است ؛

« نزد سوید بن غفله بودم که فردى نزد او آمد و از سهم مردى که از دنیا رفته و یک دختر و همسرش را برجاى گذاشته، سؤال کرد. سوید گفت: آیا مى‌خواهى تو را از حکم على با خبر کنم؟ مرد گفت: حکم على مرا کافى است.سوید گفت: حکم على این بود که به زن متوفّا یک هشتم، و به دخترش نصف ترکه را داد، آن گاه بقیه را به دختر برگرداند. »

📚سنن الدارمی، کتاب الفرائض، باب فیمن أعطى ذوی الأرحام دون الموالی، ص ۲۸۸٫

۶⃣از رسول خدا روایت شده که فرمود ؛

« من ترک مالًا فلأهله؛ » « هرکس مالى را از خود به جاى گذارد، آن مال براى خانواده‌اش است. »

📚صحیح بخاری ج ۸ ص ۱۵۰

👌برادر یا خواهر از خانوادۀ مرد محسوب نمى‌شود، بلکه فرزندان و همسر فرد، خانوادۀ او هستند.

۷⃣از برید عجلى نقل شده است که از امام باقر علیه السلام پرسید ؛

« میراث مردى که مى‌میرد و از خود یک دختر و عمویش را بر جاى مى‌گذارد، چگونه است؟ امام در پاسخ فرمود:المال للإبنه ولیس للعمّ شی‌ء أو قال: لیس للعمّ مع الابنه شى‌ء؛ » « تمام مال به دختر مى‌رسد و به عمو چیزى نمى‌رسد یا فرمود: براى عمو با وجود دختر، چیزى نیست. »

📚وسائل الشیعه ج ۲۶ ص ۱۰۴

۸⃣کسى از امام صادق علیه السلام سؤال کرد که ترکۀ متوفّا از آن کیست؟ آیا از آن نزدیک‌ترین بستگان است یا از آنِ عصبه؟ امام در پاسخ فرمود:المال للأقرب و العصبه فی فیه التراب؛ « ‌تمام مال از آن نزدیک‌ترین بستگان است و عصبه را خاک در دهان است. »

📚الکافی ج ۷ ص ۷۵

 

👌دوست اهل سنت ما برای عقیده خود به تعصیب به نقلی از صحیح بخاری استناد کرد که بخارى از مسلم بن ابراهیم، از وهیب، از ابن طاووس، از پدرش، از ابن عباس نقل کرده است که رسول خدا فرمود:الحقوا الفرائض بأهلها، فما بقی فهو لأولى رجلٍ ذکر؛ « فرائض را به اهلش بدهید و آنچه اضافه آمد، از آن سزاوارترین مرد به متوفّاست. »

📚صحیح بخاری ج ۸ ص ۱۵۱

❕این همان روایت معروف به روایت طاووس بن کیسان یمانى (م ۱۳۲ ق) است. حال بررسى روایت ؛

۱⃣ اوّلًا، سند این روایت ضعیف است؛ زیرا به عبداللّٰه بن طاووس بن کیسان یمانى منتهى مى‌شود که هر چند علماى رجال اهل سنت او را توثیق کرده‌اند، اما توثیق آنها با آنچه ابوطالب انبارى در مورد این روایت ذکر کرده، در تعارض است. او در مورد این روایت از سفیان از ابی اسحاق از قاربه بن مضربه نقل می کند که گفته است ؛

« نزد ابن عباس، که در مکه بود، نشستم و گفتم: اى ابن عباس، اهل عراق حدیثى از تو نقل مى‌کنند و طاووس ، بنده آزاد شدۀ تو، آن را چنین روایت مى‌کند که آنچه از فرائض باقى مى‌ماند، براى سزاوارترین عصبۀ مرد است. ابن عباس گفت: آیا تو از اهل عراق هستى؟ گفتم: آرى. گفت: به دیگران برسان که من مى‌گویم: خداوند عزّوجلّ فرموده است: «آبٰاؤُکُمْ وَ أَبْنٰاؤُکُمْ لٰا تَدْرُونَ أَیُّهُمْ أَقْرَبُ لَکُمْ نَفْعاً فَرِیضَهً مِنَ اللّٰهِ» و همچنین «أُولُوا الْأَرْحٰامِ بَعْضُهُمْ أَوْلىٰ بِبَعْضٍ فِی کِتٰابِ اللّٰهِ». آیا اینها جز فریضه‌اند؟ آیا این آیات چیزى باقى گذارده‌اند؟ نه من چنین چیزى گفته‌ام و نه طاووس از من چنین چیزى نقل کرده است.قاربه بن مضرب گفت: پس از این سخنان ابن عباس، طاووس را دیدم و گفت: نه، به خدا سوگند من چنین چیزى را هرگز از ابن عباس روایت نکرده‌ام. همانا شیطان این سخن را بر دهان آنها انداخته است. سفیان گفت: به نظر من این کار از جانب فرزندش عبداللّٰه بن طاووس بوده است؛ زیرا او مُهر دار سلیمان بن عبدالملک بود و به این گروه- یعنى بنى هاشم- کینه زیادى داشت. »

📚التهذیب ج ۹ ص ۲۶۲

❕سلیمان بن عبدالملک، خلیفۀ اموى مروانى، کسى است که ابو هاشم، عبداللّٰه بن محمد بن على حنفیه را ظالمانه و فریبکارانه با سم کشت. با این وصف، معلوم است حال دوستداران آنها چگونه خواهد بود.

۲⃣ثانیاً، وراثت عصبه از مسائلى نیست که ابتلاى مردم به آن کم باشد، بلکه از مسائل عام البلوى در دورۀ رسول اکرم و خلفا بود.حال اگر در این زمینه، تشریعى مطابق مضمون این روایت وجود مى‌داشت، نباید از دیگران مخفى مى‌ماند و دیگران هم بایستى آن را نقل مى‌کردند؛ در حالى که همۀ اسناد این‌ روایت به عبداللّٰه بن طاووس منتهى مى‌شود.

۳⃣ثالثاً، فقهاى مذاهب اهل سنت در مواردى بر خلاف مضمون این روایت فتوا داده‌اند که فقیه الطائفه، شیخ طوسى، به آنها اشاره کرده است که جهت آگاهی رجوع کنید ؛

📚الخلاف ج ۴ ص ۶۸ مساله ۸۰

۴⃣علامه مجلسی هم تصریح می کند که قول به تعصیب از بدعت های عمر بن خطاب است و شایسته است که اهلسنت این بدعت را ترک کنند ، آنجا که فرمود ؛

« عول و تعصیب که سنیان به گفته عمر در میراث میکنند بدعت است و مخالف قرآن است و با فرزند پدر و مادر احدى میراث نمیبرد مگر زن و شوهر و کسى که خدا از براى ایشان در قرآن سهمى قرار کرده است اولى و احق است به میراث از کسى که سهمى در قرآن نداشته باشد و میراث به عصبه دادن چنانکه عمر کرده‏ است از دین خدا نیست »

📚حق الیقین ص ۵۵۸

❕و باز گفت ؛ « عمر از روى ضلالت و معانده حق عول و تعصیب و سایر بدع و آثار را تا روز قیامت در میان مردم گذاشت »

📚همان ص ۶۰۸

 

0
کارشناس1 2 سال 0 پاسخ ها 155 دیده شده 0

ارسال یک پاسخ